چه زود دیر می شود ای ساکنان خاک
وآنچه را که به خاطرش ماندید .
چه زود از یادتان می رود آنچه را می خواستید تا ابد به یاد بسپارید
گوشهاتان را چه شده که نمی شنوید ، چشمانتان را در کدامین نقطه ، وا رهانیدید
که در کورسویی خود مانده اید . شما را چه شده است ای اهل زمین ؟
چه فراموشکار و دیر باور شده اید که دیگر
باور قصه های زیبای اهل آسمان را برای شما حالی نیست .
چه تنهایید و بی همراه در این چند صباح باقی مانده .
به کدامین رویای خیالین دلواپسید و دلبسته .
دلهایتان را به کدامین نقطه از این خاک بی مقدار بسته اید
که رهایی از آن را نمی خواهید و چنگ به آن زده اید .
اما زود ، زودتر از زود خواهید دید که دیر شده است .
دیر برای تمام چیزهایی که فردا را موعد انجامش می دانستید .
برای اندک ارزشهایی که هیچ انگارید و ندیدید و فردا را برای دیدنشان گذاشتید .
می بینید و میفهمید که زود دیر می شود.

سلام.من امروز صبح از تهران برگشتم.![]()
نفر اول کشور در مسابقات آموزشکده و دانشکده هاي فني و حرفه اي شدم. ![]()
از خانم ماهینی به خاطر کمکي که به من کردند تشکر مي کنم. ![]()
![]()

