از پس پرده نگاه کن!
از پس پرده نگاه کن ، مثل شطرنج زمونه
هرکسي مثل يه مهره ، توي اين بازي ميمونه
يکي مثل ما پياده ، يکي صد ساله سواره
يه نفر خونه به دوش و يکي دوتا قلعه داره
يه طرف همه سياه و يه طرف همه سپيدن
روبروي هم يه عمره ، ما رو دارن بازي ميدن
اونا که اول بازي ، توي خونه تو و من
پاي اسب دشمن ، مهره ها رو سر بريدن
ببين امروزم تو بازي همشون شاه و وزيرن
هنوزم بدون حرکت ، پشت ما سنگر ميگيرن
تاج و تخت شاه ديروز در قلعشون نميشه
به خيالشون که اين تاج ، سرشون تا هميشه
يادشون رفته که اون شاه ، که به صد مهره نميباخت
تاج و از سرش توميدون ، لشکر پياده انداخت
+نوشته شده در شنبه 9 خرداد1388ساعت17:30توسط شكوفه.ا |
