تبليغاتX
بانوان شطرنجی - روز تولد من همراه با شور ملي ...!!

بانوان شطرنجی

روز تولد من همراه با شور ملي ...!!

بیست و یک سال پیش، در چنین روزی،

سکوت مرا در دست های بزرگ این زندگیٍ سرشار از تنازع و تضاد قرار داد.

تاکنون بیست و یک بار خورشید را طواف کرده ام

و این را که ماه چند بار گرد من گردیده است نمی دانم!

اما می دانم که هنوز نه اسرار نور را دریافته ام

و نه رازهای تاریکی را.

بیست و یک سال است که بسیاری کسان را دوست داشته ام،

و اغلب آن هایی را دوست می داشتم که مورد نفرت بودند

آنچه در کودکی دوست می داشتم، اکنون نیز دوست دارم؛

و آنچه اکنون دوست می دارم، تا پایان زندگی دوست خواهم داشت؛

زیرا عشق تمام ثروتی است که دارم و هیچکس نمی تواند آن را از من بگیرد.

به عقیده من انسان ها بر سه گروهند:

یکی آنها که زندگی را دشنام می دهند؛ دیگری آنها که خجسته و مبارکش می دانند و

بالاخره آنها که در اندیشه آن اند.

بدین سان، بیست و یک سال گذشته است،

و روز و شب هایم بدین گونه می گذرند تا زندگی ام به پایان رسد.

اکنون این ذره، که خود آن را ((من)) می نامم، فریاد و غوغا می کند؛

در نقطه ای از زمان که به او زندگی بخشیده، بی حرکت می ماند،

و آن گاه از پاکترینٍ پاکی ها، جایی که این جرقه زنده در انتظار است،

با صدایی بلند فریاد می زند:

درود برتو ای زندگی!

درود برتو ای بیداری!

درود برتو ای پیروزی!

درود برتو ای قلب، که بر درود، آفرین گفتی،

درحالی که خود، غرق اشک بودی!

درود بر شما ای لب ها، که درود را ادا کردید،

در حالی که طعم تلخ [ بدرود] را می چشیدید!

 

 

 

+نوشته شده در جمعه 22 خرداد1388ساعت18:45توسط شكوفه.ا |